الشيخ رسول جعفريان
997
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
آورده است . بخش مهمى از اين حواشى جنبهء توضيحى دارد و همان گونه كه خود وى در عبارت فوق آورده قصدش اين بوده است تا متن روشنى بهترى يابد . او در اين توضيحات از اختلاف نسخهها ياد كرده و از ميان آنها آن را كه معناى واضحترى دارد انتخاب كرده است . از چندين مورد در اين تعليقات چنين برمىآيد كه مترجم نسخههاى متعددى از انجيل عربى را در اختيار داشته ، به عنوان مثال مىگويد : « در اناجيل عربى كه به نظر حقير مترجم رسيد » ، و مواردى نيز با كمك پادريان موجود در اصفهان از متن لاتينى و حتى عبرى استفاده مىكرده است « 1 » . اضافه بر اينها از شروح انجيل نيز مكرر استفاده كرده ؛ زيرا بطور مرتب در تعليقات از ديدگاههاى مختلفى كه در شرح يك عبارت وجود دارد ، ياد مىكند . اشاره به يك نمونه مفيد مىنمايد : « عبارت مذكوره در انجيل عربى در اين مقام چنين است كه : اوصنا فى العلا ، و ترجمهء آن به نحوى است كه نوشته شده در اصل ؛ و در بعضى انجيلها نون اوصنا مشدد است و معنى محصّلى ندارد ؛ و در بعضى اناجيل اوسنا به سين نوشته شده و پادريان گويند كه آن كلمه عربى نيست و معنى آن اين است كه كيست اين بزرگى كه تمام اهل شهر به جهت او از منازل خود برآمدهاند ؟ و بنابراين معنى آنچه بعد از اوصنا مذكور است مربوط به سابق نخواهد بود ؛ و در بعض انجيلهايى كه به لغت ايشان است گويند كه اين عبارت اصلا در آن مذكور نيست . » استفاده از پادريان مسيحى اصفهان نيز همان گونه كه خود در مقدمه يادآور شده ، مكرر صورت گرفته است . او در چندين مورد در تعليقات ، مطالبى از آنان نقل كرده است . استفاده از مصادر مكتوب در شرح مطالب انجيل ، از ديگر نكاتى است كه هم در مقدمه آورده و هم در تعليقات از آنها ياد كرده است . البته گاه اسم اين كتابها را تصريح كرده و گاه با عبارت « و بعضى نصارا در رسالهء خود آورده » نام خاص آنها را مشخص نكرده است . يكى از آثارى كه از آن ياد كرده ترجمة الأسماء است كه گويا شرح اعلام كتاب مقدس بوده است . يكى از اشخاصى را نيز كه به نام از او ياد كرده گبرائيل افرنجى است كه از كتاب وى نقل كرده است . گويا وى همان كسى باشد كه ظهير الدين تفرشى نصرة الحق خود را عليه وى تأليف كرده است . خاتونآبادى علاوه بر تعليقات توضيحى ، تعليقات نقادانه نيز دارد . زيرا اصولا يكى از اهداف وى در اين كار « استنباط شواهد از اقاويل اخبار نصارا بر بطلان دين آن قوم ذليل » بوده است . رايجترين نقد او ، ياد از تناقضات موجود ميان اناجيل و اثبات محرف بودن اين كتاب است . او با تسلّطى كه بر اناجيل به دست آورده ، اين موارد را در تعليقات يادآور شده
--> ( 1 ) . نك : تعليقهء شماره 10 انجيل لوقا